آخرین تصور

امید در درون کسی که هنوز راهی را برای خویش برنگزیده جای نمی گیرد

آخرین تصور

امید در درون کسی که هنوز راهی را برای خویش برنگزیده جای نمی گیرد

تنهایی

نمیدونم این شعرو از کجا آوردم. فقط میدونم اونقدر عین خودمه که همیشه اشکمو در می آره. چه میدونم؛ شاید شاعرش منو میشناخته... 

 

خداوندا

تو می دانی

که انسان بودن و ماندن چه دشوار است

چه رنجی می کشد آن کس

که انسان است  

و از احساس سر شار است

خداوندا تو تنهایی  

منم تنهای تنهایم

تو یکتایی و بی همتا

ولیکن من  

نه یکتایم نه بی همتا

فقط تنهای تنهایم

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد